نی نی 213

خاطرات تولد نی نی های ناز ما !

ختنه کردن محمدپارسا در پنجاه و پنج روزگی+ آداب و رسوم+عکسها

 

     

٧-٦-١٣٩١ سه شنبه - 55 روزگی محمدپارسا

 


ادامه مطلب :

 

صبح ساعت 9 با علی رفتیم مطب دکتر مصطفی دوستانی .هر دو استرس خاصی داشتیم

 من کمی هم دلهره داشتم و نگران بودم اما با دیدن پیرمرد خوش اخلاق و دوست داشتنی

دلهره ام برطرف شد. ( من و علی هیچکداممون برا ختنه محمدحسین نبودیم ! )

آقای دکتر از من خواست بالا سر بچه بشینم و دستهامو از بالا روی پاهاش بذارم تا تکون نخوره.

خوشبختانه پارسا خواب بود و چیزی نفهمید. دکتر آمپول بی حسی زد و کارشو شروع کرد من

از علی خواسته بودم دعای ختنه رو که رو دیوار زده شده بود درموقع عملیات! بخونه . اما از اونجا

که با دیدن خون حالش بد میشه یهو وسط کار چشمامو باز کردمو دیدم یه ورق برداشته

 کنار پنجره ایستاده نفس عمیق میکشه و خودشو باد میزنه!

بعد بهم گفت دعا رو کامل خوندم نگران نباش!

آقای دکتر که استرس ما رو دیده بود شروع کرد به تعریف :

من 86 سالمه . از سال 1339 ختنه میکنم . سه نسل از خانواده مو ختنه کردم !

پسرم نوه ام و نتیجه ام ! پسر بزرگمم خودم به دنیا آوردم به این صورت که اونموقع ما در

یه روستا بودیم که با اصفهان فاصله داشت خانمم نصفه شب درد زایمانش گرفت و ماما

در دسترس نبود خودمم بالا سرش بودم وبچه مو به دنیا آوردم ! و ختنه ش کردم!

فردای اون روز رفتم دنبال خواهرم از اصفهان آوردمش تا پیش خانمم و بچه م باشه.

یه کتاب هم نوشته م که توش توضیح دادم که بهترین زمان ختنه کردن نوزاد کی هست؟

هفت روزگی . از اونجا که ختنه یه نوع حجامت هست تمام امراضی که خدای نکرده از پدرو مادر

به جنین میرسه اگر در هفت روزگی ختنه بشه از بدنش بیرون میره.

علی پرسید این روش حلقه چی هست؟ خوبه؟

آقای دکتر گفت : من از آلمان مقداری از این حلقه ها آوردم و در بیمارستانهای اونجا

 روشش رو یاد گرفتم دیدم چقدر آسون و خوبه برا دکتر خیلی راحته .همزمان کار چند نوزاد رو

با هم انجام میدند سریع و بی دردسر! اما بعد  فهمیدم که چقدر  والدین برا نگهداری

 و طی دوران نقاهت اذیت میشند و روزهای زیادی درگیر هستند و گاهی به دوباره کاری منجر میشه

. بخاطر همین من  توصیه میکنم به همون روش جراحی انجام بدند.

( قبل از خروج از مطبش حلقه ها رو بهمون نشون داد).

 تو روش جراحی نوزاد فقط تو اولین باری که بعد از ختنه کردن جیش میکنه اذیت میشه

و گریه ش شدیده بعد دیگه انگار نه انگار .

یه قطره استامینوفن هم نوشت که دو برابر وزن بچه بهش بدیم تا بخوابه  با یک پماد تتراسیکلین

که رو زخمش بذاریم و بعد پوشکش کنیم.

تعریف دکتر که تمام شد ختنه هم انجام شده بود من بچه رو مامی کردم و شیشه آب قند رو دهنش

گذاشتم کمی که خورد جیش کرد ناگهان جیغش هوا رفت . خلاصه دیگه نفهمیدیم چطور از دکتر

خداحافظی کردیم! سریع از داروخونه نسخه رو گرفتیم و به خونه برگشتیم و علی قطره رو داد

 بچه همینطور رو دستمون دست به دست میشد تا خوابش برد....

وقتی بیدار شد آروم بود فقط موقع آروغ گرفتن  کارمون سخت شده بود که نمیتونستیم

 بغلش کنیم و گریه میکرد

فردای اون روز رفتیم مطب برا باز کردن پانسمانش. تازه با دکتر عکس یادگاری هم گرفتیم!

اینم عکسها :

علی آقا موقع تعویض پانسمان محمدپارسا :

پ

 

علی اقا و محمدپارسا و جناب دکتر دوستانی عزیز:

پ

دعای زمان ختنه کردن:

پ

کتاب دکتر مصطفی دوستانی:

پ

آدرس مطب برا دوست خوبم که پرسیده بود :

اصفهان - خیابان بزرگمهر-ایستگاه گل - کوی چشمه(64) - ساختمان سرو -طبقه اول

تلفن مطب : 2640650

همراه : 09136943786

 

 

 پی نوشت : شب با حضور خواهرای علی و شوهراشون و مادر و پدر و عمو محمد و دائی علی

که اونم اسمش دائی محمده ! شام دادیم و جشن گرفتیم . نشد از سفره عکس بندازم یه

جورایی روم نمیشد دیگه !نیشخند

این مطلبو از سایت صداو سیمای گیلان کپی کردم خیلی جالبه :

آداب و رسوم:    
    ختنه سواران
ختنه سواران تركيبي است از دو كلمه ختنه و سوران به معني جشني كه براي سنت ختنه كردن بر پا مي شود.ختنه بريدگي غلاف سر آلت تناسلي پسران است و از نشانه هاي مسلماني است.«در قاموس كتاب مقدس آمده ‘يكي از رسوم مشهور دين يهود مي باشد و آن بريدگي گوشت غلفه هر فرزند نرينه است كه هشت روز از تولدش گذشته باشد و اين مطلب نشانه عهدي است كه خداوند در ميانه ابراهيم و ذريه او گذارده‘فورا" خود و همگي اهل بيتش ختنه شدند.» در گيلان ختنه سواران معمولا" در صورت توانائي مالي خانواده و متناسب با آن طي تشريفات و جشن و ميهماني بر گزار مي شود. اين مراسم در تمام نقاط گيلان بلكه تقريبا" در تمام مناطق ايران عموميت دارد.
ترکیب کلمة « حتنه سوران» و به زبان گیلکی « ختنه سوران» خود حاکی از آن است که ختنة کودک همیشه با جشن و سور و سرور همراه بوده است 0 در ماسال و شاندر من و آبادیهای و اطراف انها برخی کسان که در سنین پیری صاحب پسری می شوند، به خاطر اینکه شاید در عروسی فرزند شان زنده نباشد ، ذر ختنه سوران به اصطلاح عروسی می گیرند ,یعنی آن را با تفصیل یک عروسی برگزار می کنند، در جشهنای ختنه سوران نوازنده خبر می کنند و شام و ناهار می دهند و کسانی که به دیدن بچه می آیند معمولا" هدیه ای هم می آورند. گاهی برای بچه دوران هم می زنند یعنی پول جمع می کنند. تا قبل از گسترش شبکة راهها و توسعة در مانگاهها و بیمارستانها، کار ها ی درمانی و طبابت و از جمله ختنه کردن، در روستا ها و شهر های کوچک با سلمانیها بود. هنوز هم در دهکده ها و آبادیهائی که ارتباط کمتری با شهر دارند سلمانیها این وظیفه سنتی را بر عهده دارند. سلمانی بچه را در خانه ختنه می کند و اگر بخواهند بیش از یک بچه را همزمان در یک خانه ختنه کنند باید تعداد بچه ها فرد باشد. در غیر این صورت خروسی می کشند و سر تاج خروس را می برند . خارج از گیلان در برخی نقاط کشور تاق بودن سالهای عمر کودک نیز رعایت می شود؛ مثلا" بچه را در پنج یا هفت سالگی ختنه می کنند. همچنین گفتنی است که سابقا" پوست بریده شده را به حیاط مکتب خانه و مدرسه می انداختند تا بچه به درس و مشق و مدرسه علاقمند شود. اکنون در شهرها و حتی بسیاری از روستا های گیلان کودک را در نخستین روزها ی تولد ختنه می کنند و جشن و سروری به این مناسبت بر گزار نمی شود!

 

 

[ سه شنبه 4 مهر 1391 ] [ 18 ] [ زهرا و علی ] [موضوع : دوران نوزادی محمدپارسا] [ ]
سلامی دوباره...

 

پس از ماهها غیبت با پستهای نا نوشته زیادی آمده ایم!

در قلبتان برای ما جایی هست هنوز؟  !

 من صدا می زنم:

           - " آی

           باز کن پنجره ، باز آمده ام.

          من پس رفتن ها ، رفتن ها;

          با چه شور و چه شتاب،

          در دلم شوق تو ، اکنون به نیاز آمده ام

 

داستان ها دارم،

از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو،

بی تو می رفتم، می رفتم، تنها، تنها.

و صبوری مرا،

کوه تحسین می کرد.

***

 

من اگر سوی تو بر می گردم

دست من نیست تهی،

کاروان های محبت با خویش

ارمغان آوردم.

 

من به هنگام شکوفایی گل ها در دشت،

باز بر خواهم گشت،

تو به من می خندی

من صدا می زنم:

                  " آی

                  باز کن پنجره را!

[ شنبه 21 ارديبهشت 1392 ] [ 10 ] [ زهرا و علی ] [موضوع : ] [ ]